| پرسمان قرانی 20 |
|
|
| نوشته شده توسط مدير |
| شنبه ، ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ، ۰۰:۰۰ |
|
خواندن قرآن يك عمل مستحب است و هر عمل مستحبى، براى خودش ثواب دارد. هديه كردن نيز براى خودش عمل مستحبى است و ثواب جداگانه دارد و وقتى به پيامبر و ائمهعليهم السلام هديه مىشود، خداوند به احترام و عظمت آنان ثواب ويژهاى به شخص عنايت مىكند همان گونه كه اگر كسى در راه خدا قرضى بدهد، چند برابر، از خدا مىگيرد. از طرفى ائمهعليهم السلام مجراى فيض الهىاند و ريزش رحمت و فزونى ثواب به سبب بركات وجودى آنان فزونى مىيابد. اميرالمؤمنين علىعليه السلام مىفرمايد: در دعا ابتدا بر اهل بيت صلوات بفرستيد تا در اثر ريزش رحمت الهى به شما هم برسد.(1) در نتيجه هديه صلوات و ختم قرآن به ارواح پاك آنان، موجب فزونى رحمت و افزايش فيض الهى است. شخصى به نام على بن مغيره خدمت امام موسى بن جعفرعليه السلام عرض كرد: در ماه رمضان چند بار قرآن را ختم مىكنم روز عيد فطر كه فرا مىرسد، يكى از آنها را به پيامبرصلى الله عليه وآله يكى را به حضرت علىعليه السلام، يكى را به حضرت فاطمهعليها السلام و بقيه را به ساير امامانعليهم السلام- تا برسد به شما اهدا مىكنم. در برابر اين عمل چه پاداشى براى من است؟ امام هفتمعليه السلام فرمود: پاداش تو آن است كه در روز قيامت با آن بزرگواران خواهى بود. عرض كردم: اللَّه اكبر آيا چنين پاداشى براى من است؟ حضرت سه مرتبه فرمود: آرى».(2) پىنوشت (1) نهجالبلاغه، حكمت 30 نقل از كتاب تفسير موضوعى، آيةاللَّه جوادى آملى، ج 8. (2) بحارالانوار، ج 98، ص 5،
از افتخارات انسان اين است كه دستگاه آفرينش او را آزاد آفريده و دست او را درانتخاب راه و شيوه زندگى , كاملا باز گذارده است . با در نظر گرفتن چنين اصلى ,چگونه اسلام دستور مى دهد كه افراد با ايمان همديگر را به كارهاى نيك دعوت كنند واز كارهاى بد باز بدارند ؟ آيا اجراى دو اصل امر به معروف و نهى از منكر , مايه سلب آزادى از انسانها و افراد جامعه نيست؟ (دانشجوی رشته تاریخ ) مقصود از امر به معروف و نهى از منكر همان دعوت و راهنمايى افراد به كارهاى نيك و سودمند و بازداشتن آنان از كارهاى زشت و مبارزه با انواع انحرافهاى اجتماعى و اخلاقى است. پيش از همه، بايد ديد كه آيا اجراى اين دو اصل در اجتماعى كه افراد آن معمولاهمه با هم همبستگى كامل دارند و سرنوشت همه را يك چيز تشكيل مى دهد، به سودجامعه هست يا نه؟ هرگاه اجراى چنين اصلى به نفع اجتماع باشد، بايد در اين صورت به خاطر فوايد مهم آن از آزادى فردى كاست و آزادى افراد را در چهارچوب اين اصل محدود ساخت. در شيوه زندگى دسته جمعى با سرنوشت مشترك، مبارزه با فساد و دعوت مردم به كارهاى نيك، يك وظيفه خطير اجتناب ناپذير است. زيرا در اين نوع زندگى، همه افراد يك اجتماع به صورت اعضاى يك خانواده درمى آيند و پيوند وحدت و ارتباط آنچنان در ميان آنان محكم و استوار مى گردد كه هيچ فردى نمى تواند براى خود حساب جداگانه اى باز كند و خود را از نتايج اعمال خوب و بد ديگران جدا فرض كند. در چنين اجتماعى تمام افراد، در سود و زيان اعمال يكديگر كاملا شرك و سهيم بوده و نتيجه عمل يك فرد دامنگير همه افراد مى شود. روى همين پيوند و ارتباط است كه اگربر اثر خلافكارى برخى، ضربه اقتصادى يا فرهنگى بر پيكر اجتماعى وارد شد، دودآن به چشم همه رفته و همه در برابر آن متاثر خواهند شد. انحرافهاى اخلاقى، بسان بيماريهاى واگيردارى است كه- خواه ناخواه- دامن ديگران را نيز مى گيرد هرگاه ميكروبی در نقطه اى پيدا شد، فورا بايد مبارزه پيگيرى بر ضد آن آغاز نمود و ديگران را از معاشرت با آن بيمار بازداشت و در غيراين صورت، همه كشور و يا كشورها را فرا مى گيرد. همچنين، انحراف اخلاقى و اجتماعى و هر نوع آلودگى فكرى و روحى- بسان بيمارى جسمى- برق آسا در دل اجتماع رسوخ نموده و همه اجتماع را فرا مى گيرد. فرض كنيد به يك نفر خانه خود را به صورت لانه فساد درآورد و پاى افراد لاابالى به آنجاز باز شود، آيا مى توان تصور نمود كه دختران و پسران آن نقطه كه هر روز شاهد رفت و آمد گروهى منحرف به آن لانه هستند مصون و پاك بمانند، يااين كه آنان نيز به مقتضاى طغيان شهوت، به آن نقطه كشيده مى شوند و روز به روزدايره فساد گسترش پيدا كرده و بازار آن داغ تر مى گردد. اينجاست كه مى توان گفت اجراى پيگير اصل مبارزه با انحرافهاى اخلاقى واجتماعى ضامن سعادت اجتماعى است كه افراد آن در كنار يكديگر زندگى مى كنند؛ و سكوت در برابر گناه و مفاسد، غلط و گناهى بزرگ است و هرگز نمى توان حساب فردرا از حساب جامعه جدا ساخت. هرگز نبايد اصل آزادى افراد بهانه شود كه ما از اين وظيفه انسانى شانه خالى كنيم و بايد به اين نكته توجه و ايمان داشته باشيم كه آزادى افراد تا آنجا محترم است كه سلب آزادى از ديگران نكند و مصالح جامعه را به خطر نيفكند. قرآن مجيد با واقع بينى خاصى كه از ويژگيهاى اين كتاب آسمانى است به اين حقيقت اشاره كرده و مى فرمايد:" و اتقوا فتنه لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصه ؛و از فتنه اى بپرهيزيد كه تنهابه ستمكاران شما نمى رسد بلكه همه را فرا خواهد گرفت؛ چرا كه ديگران سكوت اختيار كردند."(انفال/25) عين اين سوال را يكى از ياران پيامبر اكرم از حضرتش پرسيد، پيامبر در پاسخ او مثلى را مطرح كرد كه خلاصه آن اين است: اجتماع ما بسان كشتى بزرگى است كه در آن كالاهاى تجارتى حمل شده و سرنشينانى نيزهمراه دارد. هر فردى از سرنشينان در طى راه مختار و آزاد مى باشد، ولى او هرگزنمى تواند زير پوشش آزادى فردى بدنه كشتى و يا زير پاى خود را سوراخ كند ودر مقام پاسخ بگويد: من نقطه اى از كشتى را مورد تصرف قرار مى دهم كه زير پاى من قرار گرفته است، در صورتى كه چنين جوابى از اين فرد پذيرفته نيست؛ زيراتنها سلامت خويشتن را به خطر نمى افكند، بلكه او با اين عمل سرنوشت همه سرنشينان و كالاهاى تجارتى را به خطر افكنده و همه را به سوى نابودى و نيستى سوق مى دهد. روش اسلام درباره محترم شمردن آزاديهاى فردى با روش مكتبهاى امروز جهان يك تفاوت حقيقى دارد، در جهان امروز آزادى تا آنجا محترم است كه از ناحيه فرد، ضررى متوجه اجتماع نگردد و منافع ديگران به خطر نفتد- هر چند به ضرر خود آن شخص تمام گردد و بر سعادت او لطمه جبران ناپذير وارد سازد. ولى در اسلام آزادى فردى تا آنجا محترم است كه مزاحم ديگران نباشد و سقوط وآلودگى اجتماع را فراهم نسازد؛ همچنين به سعادت خودش نيز لطمه اى وارد نكند وكارى انجام ندهد كه موجب بدبختى او گردد. مثلا در جهان امروز گرايش به بت پرستى و پرستش انواع موجودات رايج و آزاد است و جهان غرب در پوشش آزادى فردى اين عمل را تخطئه نمى كند، ولى اسلام چنين عملى را كه مايه انحطاط فرد و سقوط پرستش كننده است سخت تخطئه كرده و با فشار هر چه بيشتر مانع از انجام چنين اعمالى مى گردد امر به معروف و نهى از منكر و دعوت مردم به كارهاى نيك و بازداشتن آنان ازكارهاى زشت، داراى درجات و مراتبى است. آنچه مربوط به توده مردم است اين است كه با زبان نرم و بيان دلنشين برادران دينى خود را پند و اندرز دهند و آنان را از عواقب بد گناه باز دارند و اگر احتمال تاثير دهند حتى مى توانند روابط دوستانه خود را با آنان قطع كنند. اين نوع مبارزه با فساد و نظارت عمومى هرگز ايجاد هرج و مرج نمى كند، اما درجات بالاتر از اين (مانند اجراى مجازات و كيفرها و حدود الهى درباره افرادگناهكار) بايد زير نظر حكومت اسلامى و مانند زمان پيامبر انجام گيرد و هيچ فردعادى حق ندارد در اجراى نظارت عمومى خودسرانه اقدام نمايد. پاسخ به پرسشهاى مذهبى، آیت الله ناصرمكارم شيرازى و جعفر سبحانى
|
| آخرین به روز رسانی در شنبه ، ۱۱ مهر ۱۳۸۸ ، ۱۶:۳۵ |
جدیدترین مطالب ماهنامه و سایت
| تعداد بازديدكنندگان امروز: | 8 |
| تعداد بازديدكنندگان اين ماه: | 93 |
| كل بازديد كنندگان: | 4039 |


«پرسمان قرآنی»