| از کجا باید شروع کرد ؟ |
|
|
| نوشته شده توسط مدير |
| چهارشنبه ، ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ ، ۰۷:۴۴ |
|
« از کجا باید شروع کرد ؟ »
قبل از هر چیز اجازه بدهید خودم را معرفی کنم .نامم جمشید و نام خانودگی ام معصومی 21 سال قبل بعد از گرفتن دیپلم از شیراز به تهران آمدم تحصیلات حوزوی و دانشگاهی را در کنار هم ادامه دادم و در سال 73 تدریسم را در دانشگاه تهران شروع کردم و در سال 76 رسماً عضو هیئت علمی گروه فقه و حقوق دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی شدم .در کنار تدریس یک سری فعالیت های فرهنگی هم انجام می دهم یکی از فعالیتهای بنده که البته فرصت کوتاهی را به آن اختصاص داده ام همین مشاوره اعتقادی است. البته خودم قبول ندارم که می توانم از پس این کار بربیام چون دنیای مباحث اعتقادی و اخلاقی آنچنان گستردست و آدمها هم آنچنان پیچیده که پاسخی در خور به سوالات و شبهات دیگران دادن کاری است بس مشکل. ولی در هر حال از باب وظیفه و در حد توان خودم سعی کرده ام پاسخگوی برخی از سوالات دانشجوها باشم شاید دوست داشته باشید بدانید کسانی که برای مشاوره اعتقای به دفتر مشاوره مراجعه می کنند معمولا چه تیپ سوالاتی دارند در زیر گزارش یکی از جلسات مشاوره را خدمتتون تقدیم می کنم باشدکه مورد استفاده شما هم قرار بگیرد و با خواندن این مطلب عمرتون را تلف نکرده باشید. یکی از مواردی که برای خودم هم جالب بود مراجعه یک دانشجو از دانشکده فنی بود قد و قواره اش جوری بود که فکر می کردم یک دانش آموز دبیرستانی است .وارد اتاق شد و بعد از احوالپرسی مرسوم جلوی من نشست و با لحنی خاص گفت: حرف حساب شما آخوندا چیه؟ راستشو بخواید اولش جا خوردم به نظرم رسید برای انتقاد اومده نه برای سوال پرسیدن . کمی خودم را جمع و جور کردم و گفتم :مگه چی شده ؟ چرا این سوال را می پرسی؟ گفت: اتفاق خاصی نیفتاده فقط من از روزی که وارد دانشگاه شدم می بینم افراد زیادی هستند که هر کدومشون حرفی برای زدن دارند شما آخوندا هم یه گروه از همین هایید. می خوام ببینم حرف اصلی و لب کلوم شما چیه؟ پاسخ دادم؛راستش رو بخواید ما(به قول شما آخوندها)حرفی از خودمون نداریم هنر ما اینه که مبلغ اسلام باشیم و لا غیر.اون هم اگر مثل بنده ای بتونم حر ف اسلام رو بفهمم. فضای جلسه مقداری عوض شد گفت: خوب حرف حساب اسلام چیه؟ آدم احساس می کنه بعضی حرفها یی که از اسلام می زنند خیلی با عقل جور درنمیاد و منطق درست و حسابی نداره .توجواب گفتم: راست میگی؛ اسلامی که در ذهن و فکر و عمل ما مسلمونهاست با اسلامی که پیامبر آورده فاصله قابل توجهی داره.همه تلاش مصلحان دینی هم همینه که بتونند اسلام مسلمونها رو به اسلام پیامبر نزدیک ترکنند.شما شنیدیدکه؛ "بد دفاع کردن از حمله کردن بدتره" این وضعیت ما مسلمونهاست قراره ما مسلمونا یک اسلام مجسم باشیم؛یعنی فکر و اندیشه و عملمون همونی باشه که اسلام گفته ولی کو؟ اما راجع به سوالی که پرسیدید خوب سوال شما خیلی کلّیه یک عمر وقت لازمه تا ما بفهمیم حرف اصلی اسلام چیه ولی اجمالا عرض می کنم اسلام در اولین قدم ازما میخواد تعقل کنیم فکرکنیم و بیاندیشیم این خواسته زیادی نیست اصلا ما چون انسانیم و عقل داریم باید از عقلمون استفاده کنیم اگرکسی عقلش روکنار بذاره خودش رو از مدار انسانی خارج کرده و هویتش رو از دست داده .شهید مطهری در کتاب پانزده گفتار یک مقایسه ای دارند بین اسلام و مسیحیت . در آنجا می گویند:" اسلام قبل از ایمان انسان را به تعقل دعوت می کند ولی مسیحیت قبل از تعقل انسان را به ایمان ". کافی است کمی در مورد همین اولین حرف اسلام دقت کنیم درست مثل اینکه اسلام رو به صورت قلعه ای تصور کنیم که بر سر در ورودی اون نوشته شده؛"بدون تعقل وارد نشوید" بعد از این حرفا احساس کردم به ادامه بحث علاقمنده .پرسید: شما این مطلب را ازکجای اسلام آوردید؟ گفتم: یادت هست اولین روزی که قرار بود اصول دین یعنی پایه های اصلی دین اسلام رو به ما یاد بدن بهمون چی گفتن؟گفت: چی گفتن؟ گفتم بهمون گفتن اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی این یعنی اینکه با قوه عقلی که خداوند به تو داده باید بروی و تحقیق کنی اگر دیدی حرفهای پیامبر با عقل جور در میاد و حقیقت داره در مقابل حقیقت تسلیم شوی. گفت: دین خیلی ها تقلیدیه ! پس تکلیفشون چی می شه؟ گفتم: اتفاقا بسیاری از مشکلات دینداری ما بخاطر اینه که ما بر اساس یک مکانیسم صحیح مسلمون نشدیم اگر بعد از تعقل و اندیشه به این باور رسیده بودیم که اسلام همان نسخه شفابخش بشره و همان حقیقت گم شده انسان همه زندگیمان را صرف یاد گرفتنش می کردیم و از هیچ حکم مستحبی آن هم نمیگذشتیم و ادامه دادم ؛من اسلام را اینگونه تعریف می کنم؛" اسلام یعنی تسلیم شدن یک انسان عاقل در مقابل یک نسخه کامل." از این جمله خوشش آمد و گفت یک سوال در ذهن من ایجاد شد و آن اینکه این تعقل و تفکری که لازمه ورود به دنیای مسلمانیه چگونه باید صورت بگیره؟ در جوا ب گفتم : تعقل صورتهای مختلفی داره همه اش این نیست که افراد بروند فلسفه و منطق بخوانند و در دانشگاه و حوزه تحصیل کنند تا بگوییم اسلامشان تعقلی است .هر کسی با کمترین امکانات می تونه بیاندیشه و گاهی اعتماد کردن به انسانهای بزرگ و نابغه ای چون ابن سیناها و ملاصدراها هم نوعی تحقیقی فهمیدن اسلامه. مهم اینه که انسان مبنای دینداری خود را عقل و فکر و علم قرار بده و بعد از آنکه دانست این همان حقیقت گم شدشه به آن ایمان بیاره و اونو عزیز بدونه و به اون افتخار کنه. حرفهامون ادامه پیدا کرد که اینجا مجالی برای ادامه آن نیست فقط یک حرف را حیفم میآد نزنم و اون اینکه گفتم: همین اولین حرف اسلام آنقدر مهم است که بخاطر آن شما می تونید اسلام را در هر عصری و در هر محیطی چه علمی و چه غیر علمی تبلیغ کنید. چون این دین با این حرف سرشو بالا گرفته و می گه: اگر دیدید من با عقل جور در میام مرا بپذیرید .اینجاست که اساس دین عقل و آگاهی و دانش می شه و شما بدونید هر جا حرفهای خرافاتی زدند مال اسلام نیست. |
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ ، ۰۷:۵۰ |
جدیدترین مطالب ماهنامه و سایت
| تعداد بازديدكنندگان امروز: | 5 |
| تعداد بازديدكنندگان اين ماه: | 130 |
| كل بازديد كنندگان: | 4076 |


